برای مردم عراق، افغانستان، ایران وآنگولا
نسل پنج شنبه
نسل چندم ازاین پنج شنبه های منی
که طنین چشم های تورا
درجیب ها به خانه می آورم
وگیرکرده توی خودم هستم
با بغلی ماه ومحاسن معاشقه
وقتی زخمم می زند
ازشکاف دوپاره ی آستین های
حلقه حلقه
پایین بیفتم وبالای لب
لبه ی بالای لب
حبیبی ونورالعینی ویک سوم خرمای جهان!
... وروزنامه نمی خرم
که میان سطرهای مضطرب جنگ
چشم های تو
به باران مین های گوجه ای کشیده نشود
وما دچارعواقب آواره گی.
ماه واره ها
سوراخ کفش مرا به جهان مخابره می کنند
ومن ایستاده ام سراین چهارراه
تا مورب چشم توگم نشود
توی همین زمین پراززمین
:من
ازتریبون همین شعراعلام می کنم
حاضرم علیه خودم توطئه کنم
به شرط آن که ماه واره ها به کشیده شدن چشم های تو
منتهی نشوند.
مازادقیمت نفت
به علاوه ی بانک های سوئیس
می کند به عبارتی، سوراخ کفش های مخابره
:خدای کوچک من!
جهان بزرگ تورا چه شده
که این سکه، سکه ی توی دست مرا
حتا خود دقیانوس هم برنمی دارد؟!
من
آماده ام دوباره به عامل خون، عامل اعصاب
مجهزشوم
وبدون دست وپای اضافه ی خود
به خانه برگردم
وبلافاصله درکنکورقبول شوم
واگربرنگشتم به مادرم بگویید
نسل چندم ازاین پنج شنبه های
من
نام کوچکش عربی ست!
"علی اخگر"
|
+| نوشته شده توسط
مهرداد.ی.ا... در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387
|