سه شعر از براتیگان :
«انتظار»
انگار سالها طول کشید
پیش از آن که دسته ای بوسه
از لبانش بچینم
و آن را در گلدان
سپیده دم رنگ قلبم بگذارم.
امّا
به انتظارش می ارزید
زیرا
من
عاشق بودم
The Wait
It seemed
like years
before
I picked
a bouquet
of kisses
off her mouth
and put them
into a dawn-colored vase
in
my
heart.
But
the wait
was worth it
Because
I
was
in love
«من در قرن بیستم زندگی می کنم»
من در قرن بیستم زندگی می کنم
و تو در کنارم آرمیده ای.
وقتی به خواب رفتی ناراحت بودی
و کاری از دست من بر نمی آمد.
احساس نا امیدی کردم
ولی صورتت آنقدر زیباست
که نمی توانم از وصفش دست بکشم
و هیچ کاری هم از دستم بر نمی آید
تا وقتی خوابی خوشحال شوی.
I Live in the Twentieth Century
I live in the Twentieth Century
and you lie here beside me. You
were unhappy when you fell asleep
There was nothing I could do about
it. I felt hopeless. Your face
is so beautiful that I cannot stop
to describe it, and there's nothing
I can do to make you happy while
you sleep
«ماه در مقابلمان می ایستد تا دیگر کنار هم نخوابیم»
من اینجا نشسته ام،
رئیس تبه کارانِ داستان های عاشقانه
و به تو می اندیشم.
"جی"
مرا ببخش که ناراحتت کردم
ولی چاره ای نداشتم
چون باید رها باشم.
شاید اگر سر میز
کنارم مانده بودی
یا دعوتم می کردی
تا بیرون رویم و ماه را تماشا کنیم
همه چیز فرق می کرد
امّا تو بلند شدی و من را با آن زن تنها گذاشتی
The Moon Versus Us Ever Sleeping Together Again
I sit here, an arch-villain of romance
thinking about you. Gee, I'm sorry
I made you unhappy, but there was nothing
I could do about it because I have to be free
Perhaps everything would have been different
if you had stayed at the table or asked me
to go out with you to look at the moon
instead of getting up and leaving me alone with
her
|
+| نوشته شده توسط
یاسر اله بخشی در دوشنبه ششم اسفند 1386
|